یک پژوهشگر فرهنگی معتقد است در روستای آسپاس از توابع شهرستان اقلید فارس محلی به نام گور بهرام وجود دارد که گمان می رود بهرام گور، پادشاه ساسانی در این باتلاق فرو رفته باشد.
کد خبر: ۵۲۳۰۲۲
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۱ 12 November 2017

تابناک فارس به نقل از ایرنا:محمد میرزایی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی آنچه درباره بهرام گور نوشته اند هر چند پایه در تاریخ دارد ولی نیم بیشتری از آن افسانه است اگر چه ما نمی توانیم نظری قاطع درباره این پادشاه تاریخی ـ افسانه ای صادر کنیم.
وی ادامه داد:‌ولی این نباید سبب شود که از تاریخ باستان ایران زمین چشم پوشی کنیم شاید همین مقاله ها و نقد و نظرها بتواند ما را به سوی حقیقتی که وجود داشته راهنمایی کند. 
وی بیان کرد: بنا به شواهد موجود و کتب تاریخی همانند هفت پیکر نظامی،شاهنامه فردوسی،تاریخ بلعمی،تاریخ طبری ،مجمل التواریخ والقصص می توان تاریخ زندگی بهرام گور را یکجا جمع کرد و نوشت. 
میرزایی با بیان اینکه از بیشتر این کتاب ها اینگونه بر می آید که بهرام پنجم پانزدهمین پادشاه سلسله ساسانی، پسر یزدگرد اوّل است که به شکار حیوانات علاقه خاصی داشته است و به همین جهت در شکار آنها از مهارت خاصی هم بر خوردار بوده است. 
این پژوهشگر با اشاره به رباعی خیام :'آن قصر که جمشید در او جام گرفت / آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت / بهرام که گور می گرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور، بهرام گرفت' افزود : بهرام گور، بیش از علاقه به شکار گور ، آنچه موجب شهرت وی به این نام (بهرام گور) شده است شباهت احوال وی به این حیوان بیابانی باشد در چالاکی و عشق به بیابان. 
وی اضافه کرد :در تاریخ بلعمی درباره مرگ این خسرو ایرانی اینگونه آمده است:یک روز بهرام به صید رفته بود، از دور آهویی بدید، اسب برانگیخت و همی تاخت در آن بیابان چاهی بود کهن ؛ ناگاه پای اسب بهرام بدان چاه فرو شد و او را بدان چاه افکند و مردم گرد شدند و خواستند که او را برکشند. اسب را برکشیدند، بهرام را هر چه طلب کردند، نیافتند و مادرش را خبر بردند و بر سر چاه آمد و آنجا بنشست با خروارها خواسته که او را از چاه برکشد و در گور کند. چهل روز بر سر چاه نشسته بود، تا هر چه در چاه آب بود، بر کشیدند و بهرام را نیافتند. پس مادرش ستوه شد و از آنجا بازگشت. 
این پژوهشگر ادامه داد:در فارسنامه ابن بلخی نیزآمده استپس قضای ایزدی چنان بود کی بهرام روزی در نخجیرگاه از دنبال خرگوری می دوانید و در پاره زمین شوره، آبی تنگ ایستاده بود.اسپش در آنجا افتاد و فرو شد و چندانک بیشتر نیرو می کرد فروتر می رفت تا ناپدید شد، و ملک او را مدت ، بیست و سه سال بود. 
میرزایی اظهار کرد : غالب مورخان اسلامی در این مورد نوشته اند که وی به هنگام شکار گور خر در محلی واقع در میان اصفهان و شیراز با اسب در باتلاقی فرو رفت و برای همیشه ناپدید شد. 
این پژوهشگر ادامه داد : گورِ بهرام هنوز در ایران مشخص نشده است و چه بسا که هر جا که شوره زاری بوده است امروزه نام گور بهرام به خود گرفته است. 
میرزایی که متولّد روستای آسپاس از توابع شهرستان اقلید است می گوید: باتلاقی در روستای ما وجود دارد که به آن گور بهرام می گویند .گویا این نام در جاهای دیگر کشور پهناور ایران از جمله کازرون، نیشابور،شورجستان از توابع شهرستان آباده نیز وجود دارد. 
وی بیان کرد: گاهی اوقات می اندیشم که ممکن است امشب در چند قدمی بهرام گور خوابیده باشم و این برایم وسوسه ای شده است. 
این پژوهشگر دلایل خود مبنی بر وجود گور بهرام در محلی به همین نام در روستای آسپاس را اینگونه بیان می کند : از زمان قدیم، نام گور بهرام بر این باتلاق بوده و هست .امروزه پیرمردان این روستا که بعضی از آن ها بالغ بر 100 سال سن دارند، از اجدادشان شنیده اند که آنها هم از اجدادشان شنیده بوده اند که اینجا گور بهرام است. 
وی بیان کرد: فارسنامه ها شواهد خوبی بر این موضوع می توانند باشند . از جمله در فارسنامه ی ناصری آمده که چشمه ی گور بهرام، از بلوک سرحد چهاردانگه به مسافت کمی در جنوب «آسپاس»است.
میرزایی با یادآوری اینکه منطقه فارس از دیرباز جایگاه پادشاهان باستانی ایران بوده است گفت : احتمال اینکه گور بهرام در پارس باشد بییشتر از جاهای دیگر است. به عنوان مثال درکتاب اقلیم پارس، آمده است :کاخ ساسانی، بنای معظمی است از سنگ و گچ ساخته شده . گنبدها و ایوان ها و اتاق ها و دهلیزهای متعدد دارد و از آثار بهرام گور یا بهرام پنجم ساسانی است. 
وی ادامه داد: دهی در نزدیکی روستای آسپاس به نام 'کوشک زر' واقع شده است که به نظر می آید یکی از آن هفت گنبدهای (کوشک های)بهرام گور باشد. 
این پژوهشگر ادامه داد: تلّ آسپاس یا تلّ دختر یزدگرد احتمال دیگری است که گور بهرام باید در این روستا باشد.مردم این روستا بر این عقیده اند که مومیایی دختر یزدگرد سوم در زیر این تلّ خاک است و اگر کسی بخواهد آن را بردارد ، آب، دشت آسپاس را فرا می گیرد. 
وی معتقد است :سفال ها و ظروف پیدا شده در' تلّ سید عبداللهی' واقع در این روستا نشان از باستانی بودن این روستا دارد. 
میرزایی به کتاب اقلیم پارس اشاره می کند که در آن نوشته شده است : 'در بین راه ده بید به آس پاس نزدیک حسن آباد تپه ای بود که تکه سفال هایی از ظروف ما قبل تاریخ در اطراف آن دیده می شد ولی به علت کوچکی تپه و نبودن کارگر مورد گمانه زنی قرار نگرفت . در آس پاس باتلاق معروف به گوربهرام و تپه ی سید عبداللهی مورد بازدید واقع شد . این تپه که در سه کیلومتری آس پاس قرار دارد خاک برداری شده و زارعین خاک آن را برای زراعت برده اند . تکه سفال های زیادی همزمان با تل باکون (3500 ق.م)در اطراف آن دیده می شد. 
این پژوهشگر ادامه داد : دیگر آثارهای باستانی موجود در نزدیکی روستای آسپاس(منطقه ی سرحد چهاردانگه) به گونه ای به بهرام گور ربط دارند مثلا در کتاب 'اقلید در دامنه ی زاگرس' آمده است : تل باستانی معروف به قصر بهرام در خسرو شیرین مربوط به دوران تاریخی، تل قصر بهرام در کافتر معروف به قصر کافوری مربوط به دوران ساسانی ، پایه سنگی یک آتشکده در روستای شولان مربوط به دوران ساسانی ، قصر بهرام در کوشک زر مربوط به دوران ساسانی است . 
میرزایی معتقد است: سنگ نبشته تنگ ِ بُراق مربوط به دوره ساسانی که در روستای تنگ براق واقع در چند کیلومتری روستای آسپاس پیدا شده نیز احتمال اینکه گور بهرام در این روستا باشد را بیشتر می کند. 
وی ادامه داد: نبشته ی مزبور بر تخته سنگی به ابعاد 1 متر ×40/1 متر بوده مشتمل بر 16 سطر که هر سطر 90 سانتیمتر طول دارد و تخته سنگ در وسط تنگ براق نزدیک دهانه ی صفه ی کوچک غار کم عمقی که در دل کوه پیش رفته است به پهلو قرار دارد و می توان پنداشت یکی از شاهنشاهان ساسانی که شاید بهرام باشد به مناسبت شکار و عبور از این محل ییلاقی آن را به یادگار گذارده است. 
میرزایی افزود: نوع پوشش گیاهی و زمین های شوره زاری که در اطراف این باتلاق وجود دارد گواه دیگری است. نوعی خاک در اطراف این باتلاق وجود دارد که مردم روستا به آن «خاک سوخته » می گویند و کسی جرأت نمی کند وارد آن شود زیرا می ترسد که غرق شود. 
شهرستان اقلید در 267 کیلومتری شمال شیراز واقع شده است. 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار